تبلیغات اینترنتیclose
باد شلال گیسوی زری اش( مژگان عباسلو )
پیچک ( مژگان عباسلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خاطره
 

باد شلال گیسوی زری اش
سبز، آبی، بنفش، روسری اش…

جای خورشید، سایه بر پلکش
جای خورشید، چهرهء پری اش-

را ببینی و عاشقش بشوی
یا شوی سخت مست دلبری اش

گونه اش سرخ، رنگ احساسی
که تو همراه خود می آوری اش

کند گلبرگ را و نیت کرد
می بری با خودت نمی بری اش؟

مطمئن بود می رسی از راه
مطمئن از خودش و برتری اش-

بر پری های شاعران جنوب
دختران رقیب بندری اش…

مطمئن از تو بود اما حیف
تو گرفتی چقدر سرسری اش

چشمهایی که کار دستت داد
را سپردی به دست دیگری اش

«می برد یا نه او…» که با خود برد
باد گلبرگهای آخری اش

دخترک رفت و ماند از او بر جای
خاطراتی به رنگ روسری اش


مژگان عباسلو

برچسب ها : باد شلال گیسوی زری اش( مژگان عباسلو ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مژگان عباسلو -6, | بازدید : 869