تبلیغات اینترنتیclose
با ابرها چه غصه‌ی پنهانی‌ست؟ ( مژگان عباسلو )
پیچک ( مژگان عباسلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |


با ابرها چه غصه‌ی پنهانی‌ست؟
این عصرِ چندشنبه‌ی بارانی‌ست؟

با چتر آمدی و نفهمیدی
دنیا که زیرِ چترِ تو تنها نیست!

من خسته‌ام، پیاده‌رویی خیسم
داغم همیشه در دلِ پیشانی‌ست

وقتی که عاشقی سرِ هر کوچه
بازیِ بچّه‌های دبستانی‌ست

وقتی که می‌بُرند مدام از هم
این عشق نیست، چاقوی زنجانی‌ست

تو رفته‌ای پیاده‌رَوی اما
در سینه‌ی پیاده‌رو توفانی‌ست:

ای سایه‌ای که از سرِ من کم شد
من طاقتم به قدرِ تو طولانی‌ست!

 

 

مژگان عباسلو

برچسب ها : با ابرها چه غصه‌ی پنهانی‌ست؟ ( مژگان عباسلو ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مژگان عباسلو -1, | بازدید : 302