تبلیغات اینترنتیclose
من به دریای خشک می‌مانم؛ تو نهنگ به ( مژگان عباسلو )
پیچک ( مژگان عباسلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دریا نهنگ
 

من به دریای خشک می‌مانم؛ تو نهنگ به ساحل افتاده
اولین بار نیست مردی در دام یک عشق قاتل افتاده

- مثل آتش گرسنه‌ی مرگ است، سربلند از وجود اوست عطش
موج‌ها از نهنگ می‌گویند با سری در مقابل افتاده

جزر و مد غمی‌ست بی‌سامان، اشک‌هایش شروع هر توفان
باز در جام حسرتش دریا، عکس یک ماه کامل افتاده

لحظه‌ای شاد و لحظه‌ای غمگین، گاه توفانی است و گاه آرام
مثل گرداب روح ملتهبم بی تو در دور باطل افتاده

شاید از این تو خسته‌تر بشوی یا من از این شکسته‌تر بشوم
نه شکسته نه خسته است اما از تو مهری که در دل افتاده

عشق چاهی‌ست گرچه بی‌پایان، نه فقط یوسف نبی که در آن
مثل هوشیار، مست ِ لایعقل؛ مثل دیوانه، عاقل افتاده

گله از تو نمی‌کنم هرچند دوری‌ات زهر غم به کامم ریخت
سر و کار تمام عاشق‌ها عاقبت با هلاهل افتاده

 

 

مژگان عباسلو

 

برچسب ها : من به دریای خشک می‌مانم؛ تو نهنگ به ( مژگان عباسلو ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مژگان عباسلو -4, | بازدید : 390