تبلیغات اینترنتیclose
هرچه تردید شدند عشق به پایان نرسید( مژگان عباسلو )
پیچک ( مژگان عباسلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |


دهقان فداکار
 

هرچه تردید شدند عشق به پایان نرسید
«ماه» در «مهر» تو محصور شد، «آبان» نرسید

می‌شکستند دلم را که مرا ابری تر…
ابرها هم متراکم شد و توفان نرسید

باد هی بال کبوتر به حیاطم آورد
نامه‌های تو ولی از تو چه پنهان نرسید

مشهد عشق تو را صحن دلم می‌طلبید
چشم آهوی من اما به خراسان نرسید

چمدان سفر از حسرت دیدار تو پر
مثل هر روز قطار آمد و مهمان نرسید

- همسفر! باز بگو! راه کمی طولانی است
عاقبت مرد تو در نم نم باران نرسید؟!

سوت! تا کوپه تکان خورد زنی جیغ کشید
نور فانوس زمین ریخت و دهقان نرسید

 

مژگان عباسلو

 

برچسب ها : هرچه تردید شدند عشق به پایان نرسید( مژگان عباسلو ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مژگان عباسلو -3, | بازدید : 210