تبلیغات اینترنتیclose
آی آیینه دار من! نگذار غصه ها خون به ( مژگان عباسلو )
پیچک ( مژگان عباسلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آیینه دار
 

آی آیینه دار من! نگذار غصه ها خون به شیشه ات بکنند
پیش چشمان تنگِ آهوها، شیر محزون بیشه ات بکنند

کمر کوه هم اگر باشد غم شیرین عشق می شکند
کوهکن ها ببین که می خواهند زخمی تیغ و تیشه ات بکنند!

بوی پیراهن تو را دارند قهرمان های قصه های همه
من زلیخای خون جگر نشدم، داستان ها کلیشه ات بکنند

سروها ایستاده می میرند در زمینی که سایه کم دارد
سایه گستر بمان! اگر حتی بی بر و برگ و ریشه ات بکنند

ای به دل نازکی آیینه، رسم آیینه‌ها شکستن نیست
خاطرت را کدر نکن هرقدر غصه ها خون به شیشه‌ات بکنند

 

 

مژگان عباسلو

برچسب ها : آی آیینه دار من! نگذار غصه ها خون به ( مژگان عباسلو ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مژگان عباسلو -2, | بازدید : 185