تبلیغات اینترنتیclose
دشت مبهوت از دوندگی‌اش( مژگان عباسلو )
پیچک ( مژگان عباسلو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دشت مبهوت از دوندگی‌اش
آسمان خیره بر پرندگی‌اش

می‌دوید آن‌چنان که حتا باد
شرمگین می‌شد از وزندگی‌اش

می‌پرید از کمند ِ رودی که
خستگی بود در خزندگی‌اش

خونش آغشته‌ی پلنگی بود
جراتی بود در جهندگی‌اش

هیچ‌کس با خودش نگفت پلنگ
عطشی بوده در درندگی‌اش

و نفهمید هیچ‌کس آهو
عشوه می‌ریخت از رمندگی‌اش

جز تو با هیچ‌کس دلم خوش نیست
خسته است از خودش، دوندگی‌اش

کاش می‌شد بایستد دل من
بِگُذارد دلت به زندگی‌اش

 

 

مژگان عباسلو

 

 

برچسب ها : دشت مبهوت از دوندگی‌اش( مژگان عباسلو ),

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مژگان عباسلو -2, | بازدید : 231